ازدواج

۱۰ مطلب با موضوع «توصیه های ازدواج علـــــما» ثبت شده است

آدم اول که نگاه میکند همه اش حسن است ،

 بعد که وارد میشود اخلاقیاتی هست ؛ نقائص و کمبودهایی هست ؛

 ضعف هایی وجود دارد که بتدریج در یکدیگر کشف میکنند ؛

 اینها نباید موجب سردی بشود ؛

 باید با این کمبودها ساخت ؛

(سازگاری یعنی این)

 چون بالاخره مرد ایده آل بی عیب

 و زن ایده آل بی عیب

 در هیچ کجای عالم پیدا نمیشود .


 کتاب مطلع عشق ص 108 - خطبه عقد

امام خامنه ای (مدظله) - 24 فروردین 1378

مهاجر
۰۷ دی ۹۳ ، ۰۸:۵۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

از آن جایی که با پیوند دو فرد، اهداف مشترک و تصمیم‌گیری‌های مؤثر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار خواهد بود لازم است که زوجین جوان از تجارب خانواده‌ها در تصمیم‌های مهم زندگی استفاده نمایند. تجربه‌هایی که راه‌های خطای آن پیموده شده و مسیر را برای ادامه‌ی زندگی آسان می‌نماید، بهترین هدیه‌ای است که پدر و مادر و تمام اعضاء خانواده در اختیار جوانان می‌گذارند.

تصمیم گیری در دورانی حساس
تجربه، نه دخالت است نه اجبار. تجربه راهکاری آزموده شده است که رایگان در اختیار همسران جوان قرار می‌گیرد. تصمیم‌گیری برای مسائلی که در موقعیت‌های مختلف زندگی و از زمان شروع دوران عقد به صورت مشترک و با همراهی زوجین باید انجام شود گاهی آن قدر حساس و با اهمیت است که حمایت خانواده هر دو طرف را می‌طلبد. زمانی که هر دو خانواده به توافق کلی در زمینه‌های مختلف از قبیل: مسائل مالی، خرید جهیزیه، رفت و آمد و هزینه‌ی جشن‌ها و... رسیده باشند و زوجین را در رفع مشکلات یاری رسانند، دغدغه‌های آن‌ها را کاهش داده و بستری آرام را در دوران عقد برایشان فراهم می‌نمایند. 
حال آن‌که کمترین اختلاف نظر و سلیقه‌ای که میان خانواده‌ها وجود داشته باشد نه تنها مشکلی را حل نخواهد نمود بلکه مشکلات را دو چندان می‌نماید. جوان از یک طرف نگران مسأله‌ای است که روزهای خوش دوران عقد را تحت الشعاع قرار داده و از طرف دیگر نگران خانواده‌ی خود و همسرش است که با اختلافات سلیقه‌ای در تصمیم‌گیری، کشمکش‌هایی را به وجود می‌آورند. زوج جوان در میان طناب‌کشی خانواده‌ها ترجیح می‌دهد از میدان رقابت و لجبازی آن‌ها دور شده و به فکر راه چاره‌ باشد.

پیچ و خم یک تصمیم درست
مدیریت مسائلی که خانواده‌ها نسبت به آن اختلاف‌نظر دارند با هماهنگی زوجین امکان پذیر است. پنهان نمودن مسأله از یکی از دو خانواده موجب رنجش و کدورت می‌شود. در تصمیم‌گیری‌ها می‌توان از مراحل زیر استفاده نمود:
1- روشن بودن مسأله، زوج جوان و هر دو خانواده باید آگاهی کامل را نسبت به موضوع داشته باشند. پنهان‌کاری و طفره رفتن در حل مسأله، موجب هدردادن زمان و هزینه می‌شود و مهم‌تر این‌که، اختلافات و تنش‌های بعدی را در پی دارد. 
2- شناخت راه حل، در بیان یک مسأله چندین راه حل فرض می‌شود. بنابراین از نظر و ایده‌ی افراد با تجربه‌ی خانواده باید بهترین بهره را برد و تصمیمی مورد توافق را اتخاذ نمود.
3- مشخص بودن اولویت‌ها، مسائلی که در دوران عقد برای زوج جوان پیش می‌آید و راه‌حل‌هایی که توسط خانواده‌ها ارائه می‌شود باید اولویت بندی شده و تمامی جوانب در نظر گرفته شود. 
4- ثبات اولویت، ارجحیت راه حل مسأله رعایت شود. رها نمودن یک راه حل در بین راه، موجب صرف انرژی، زمان و هزینه بیشتری می‌گردد و سردرگمی زوج جوان در حل مسأله را دو چندان می‌نماید.
5- نداشتن محدودیت زمانی یا هزینه، با توجه به رعایت مسائل مالی و در نظر گرفتن مدت زمان دوران عقد، مسائل و راه‌حل‌ها در محدوده‌ی زمانی مشخصی بررسی و اجرا شود. 
با ذکر موارد فوق می‌توان به عنوان نمونه برگزاری مراسم جشن عروسی را مسأله‌ای ذکر کرد که برای زوجین و خانواده‌ها قابل اهمیت است. میزان هزینه، تعداد مهمانان، مکان جشن، نوع پذیرایی و... هر یک به تنهایی اختلاف نظرهایی را به دنبال دارد که خانواده‌ها می‌توانند با مدیریتی صحیح مانع از بروز استرس و فشار روحی برای زوج جوان و تنش‌ها و اختلافات آتی برای خانواده‌ها که بر زندگی مشترک زوجین تأثیرگذار است، شوند.

مریم ظریف

مهاجر
۰۶ دی ۹۳ ، ۰۹:۴۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

وبگاه "گنجینه" نوشت:

حجت الاسلام قرائتی در سخنرانی شب قدر رمضان در مسجد دانشگاه تهران با بیان اینکه مشکل جامعه ما یا ناشی از غفلت است و یا به خاطر شهوت گفت: راه حل غفلت نماز است و مشکل شهوت هم با ازدواج حل می شود.

حجت الاسلام و المسلمین قرائتیسخنران مراسم احیای شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان در مسجد دانشگاه تهران پس از بیان فضائل حضرت امیرالمؤمنین (ع) گفت: بعضی عروسها می گویند اگر بخواهیم وضو بگیریم لاک و آرایشمان خراب می شود، نماز را قربانی و زندگی را با حذف نماز آغاز می کنند، این زندگی نمی تواند برکت داشته باشد. گاهی زندگی را با دروغ آغاز می کنیم، چند روز پیش ستاد اقامه نماز بودم، دختر و پسری پیشم آمدند، داماد مهریه هزار سکه ای را قبول کرده بود، گفتم شغلت چیست؟ گفت کارمندم. گفتم تو تا آخر عمرت هزار سکه می توانی پیدا کنی؟ به عروس گفتم چرا زندگی را مصنوعی درست می کنید؟ آخرش
مهاجر
۲۰ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

سطر آخر را شما پر کنید...


مهاجر
۲۱ فروردين ۹۳ ، ۲۲:۴۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

برخی از آقایان با گذشت مدتی از زندگی زناشویی تغییراتی را در رفتار خود ایجاد می کنند که بعضی از این تغییر رفتارها باعث ناراحتی خانم ها می شود:

به وضعیت ظاهری خود نمی رسند

برخی از مردها بعد از اینکه مدتی از زندگی مشترکشان سپری شد ، خیال می کنند اگر در بعضی از کارهای مربوط به نظافت خود  سهل انگاری کنند ، اتفاقی نمی افتد. غافل از اینکه اگر به نظافت و حفظ ظاهر خود اهمیت ندهند ، خانم احساس می کند که برای شوهرش مهم نیست و مردش به او اهمیت نمی دهد. پس همیشه به ظاهر خود برسید ( رسیدگی به ظاهر پوشیدن لباس های گران قیمت و نو و شیک نیست ، بلکه پوشیدن لباس تمیز و اتو کشیده و اصلاح موهای زائد بدن و موهای صاف و جلوگیری از بو گرفتن بدن و ... است )

تاریخ های مهمی مثل روز تولد و سالگرد ها را فراموش می کنند

هیچ وقت تاریخ های خاص زندگی مشترکتان را فراموش نکنید. چون فراموش کردن آنها باعث می شود که همسرتان احساس کند به او اهمیت نمی دهید. سعی کنید همه ساله حتی در سالهای پیری هم مناسنت های خاص را هر چند با یک هدیه کوچک هر چند یک شاخه گل به همسرتان تبریک بگویید ، زیرا این عمل موجب پایداری عشقتان می گردد. ( این نکته را در نظر داشته باشید که برای خانم های ارزش مالی هدیه اهمیت چندانی ندارد بلکه نفس هدیه دادن آنها را بی اندازه شادمان می کند)

دیگر تحسینش نمی کنند.

آیا هنوز هم وقتی همسرتان مدل موهایش را تغییر می دهد یا لباسی جدید می پوشد متوجه می شوید؟ اگر متوجه می شوید پس به او بگویید. اگر دیگر او را تحسین نکنید تصور خواهد کرد که به کلی فراموشش کرده اید . زن ها نیاز دارند که از جانب مردانشان مورد تمجید و تحسین قرار گیرند و در حالیکه بعضی ها فکر می کنند تعریف و تمجید و تحسین زن مربو به سالهای اول ازدواج است که این فکر کاملا اشتباه است. 


مهاجر
۱۷ فروردين ۹۳ ، ۰۶:۲۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

اگر زن با ارائه ی توصیه های نا خواسته ، سعی کند رفتار شوهرش را بهبود بخشد ، در نتیجه چون زن دیگر به مرد اعتماد ندارد ، مرد احساس می کند که مورد بی مهری همسرش قرار گرفته است

اگر زن با مطرح کردن ناراحتی یا احساسات ناخوشایند خود بکوشد رفتار مرد را تغییر دهد ، یا رفتار او را کنترل کند ، در نتیجه چون زن همسرش را آنگونه که هست باور ندارد و یا نمی پسندد ، مرد احساس می کند که مورد بی محبتی همسرش قرار گرفته است.

اگر زن به کارهایی که شوهرش برای او انجام می دهد اشاره نکند و فقط از کارهایی که انجام نداده انتقاد و گلایه کند ، در نتیجه چون زن از همسرش قدردانی و تمجید نمی کند ، مرد احساس می کند که مورد بی مهری همسرش قرار گرفته است.

اگر زن سعی کند تا رفتار همسرش را مثل یک بچه اصلاح کند و به او بگوید که چه کاری انجام دهد ، در نتیجه چون مرد از سوی همسرش تحسین نمی شود ، احساس می کند که مورد بی محبتی همسرش قرار گرفته است.

اگر زن به طور مستقیم احساسات ناراحت کنند ی خود را با طرح سؤالاتی نیش داراز جمله: " چگونه توانستی آن کار را انجام دهی؟ " بیان کند ، در نتیجه چون زن کارهای شوهرش را تأیید نمی کند ، او احساس می کند که مرد خوبی نیست و مورد بی مهری همسرش قرار گرفته است.

اگر مواقعی که مرد برای کاری تصمیم می گیرد یا اقداماتی را انجام می دهد ، زن در صدد اصلاح مرد و یا انتقاد از او برآید ، در نتیجه زن چون مرد را تشویق به انجام کارها بنا به سلیقه ی خودش نمی کند ، مرد احساس می کند که مورد بی مهری همسرش قرار گرفته است.


مهاجر
۱۷ فروردين ۹۳ ، ۰۶:۲۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
بسم الله الرحمن الرحیم

در روز پنجشنبه 27 مهرماه 1391بعد از پرسش افراد از حسن عباسی(استراتژیست ارشد جمهوری اسلامی)در مورد ازدواج وی این گونه جواب داد.


شما جوانان به این علت که مشکل جنسی دارید ، تکلیفتون با خودتون مشخص نیست؛ این بدبختی بر سرتون آمده که صدجور مشکل خاص دارید؛ مرجع تقلید و رهبر مملکت 70 ساله اش است سخنرانی می کند یکدونه طپق نمی زند چون این بدن غیر از این که غذا خورده باشد و خوب خوابیده باشد سلامت جنسی دارد و هورمون هایش از دوره ی جوانی و نوجوانی منظم و مرتب کارکردهاست ؛ حالاشما لیسانس دارید و دو تا متن را نمی توانید حفظ کنید.
دوستان لذا زندگی هر کسی که می خواهد برکت پیدا کند ازدواج کند.
بچه حزب اللهی اگر بخواهد
حرف رهبرش را جدی بگیرد زود باید ازدواج کند.پسر ها پدر مادراتون را توجیح کنید و بگویید که ازدواج امر مستحب است و الان که به من واجب شد مثل نماز است.
ازدواج کنید ؛ چیه این بچه بازی ها و لیسانس و...  هیچ چیزی دست این استاد ها نیست. نصف کسایی که تو حوزه و دانشگاه هستند سرکارند بله حالا می خواهی مدرک بگیری باشه ولی باید زن هم در کنارش بگیری .مثل چمران و آوینی که در زمان جنگ در آن مصیبت زن گرفتن.
آقا یه ذره وجود داشته باشید یه ذره عاشق بشید ول کنید این همه حرف فلسفی فکری و... رهبر این مملکت میگه ازدواج کنید بچه دار بشید جمعیت شیعه داره از بین می رود به خاطر بچه بازی شما و مسئولین.
دانشجوی کلاس ما با وضعیت مالی خوب با مهریه مشهد ازدواج کردن ، یاد بگیرید. حالا باب کردند سکه ؛ تمام وسایل خونشون را ایرانی گرفتند سه سال قبل از این که رهبر  این مملکت بگه تولید ملی و... خجالت بکشید از این وضع. ضاهر غیر حزب اللهی هم داشت ولی متدین بود. حالا بیان برید به این حزب اللهی ها نشان دهید که دین در عمل یعنی چی ؛ یه ریشی میزارن و تسبیحی در دست می گیرند شدند حزب اللهی ولی در مشکل اصلی که ازدواج است مانند بی دین ها عمل می کنند . دوران ما وسط تیر و ترکش رفتیم ازدواج کردیم. ایمان داشته باشید ، توکل داشته باشید خدا روزی می دهد ، ازدواج کنید .
البته من دارم تلاش می کنم سربازی را برای مردان به تعلیق در آورم و حتی در نمایشگاه قرآن گفتم که هرکس تا 23 سالگی یک بچه داشت نصف سربازی اش  را برود تا 24 سالگی دو تا داشت کل سربازیش برود. دوستان این چیزی که رضاخان انجان داد(سربازی) مال اون موقع بود الان جنگ سایبرنتیک هست و سربازی به چه دردی می خورد. حالا من تلاشم را می کنم سربازی آقایان را به حالت تعلیق درآورم اما بعید می دانم بشه احتمالا کاری می کنم که خانمها بروند سربازی چون یا باید سربازی را از سر راه آقایان برداشت یا باید کاری کرد که این خانمها همین طور بی حساب کتاب نروند درس بخوانند و مدرک بگیرند که امروز 64 درصد دانشجویان ما دخترند و میلی به ازدواج ندارند.
پس باید سه مشکل را بدانیم و حل کنیم. شرع می گوید ازدواج مستحب است ولی اگر محتلم شدید واجب ؛ حالا آقایون هر وقت خواستند ازدواج می کنند اما چه کسی می دونه اگر خانم ها نیاز به ازدواج داشتند چه کار کنند. حالا از زمانی که چه بر دخترها و چه بر پسرها واجب شده ازدواج نمی کنند و این ها نه زندگیشان برکت دارد و نه نمازشان قبول است. بدانید جهنم آکنده از مجرد ها است.
چشمانمان را روی حقایق بستیم هیچ کس هم وجودش را ندارد سرش را بالا بگیرد و حرف بزند هم ماها مقصریم و هم پدر و مادرانتان.
بگم خدا چکار کند اون آقایانی را می توانند ازدواج کنند و ازدواج نمی کنند ؛ شما در قبال جامعه مسئولید ؛ اگر اینقدر مسئولیت ندارید آخرش می شوید رئیس جمهوری که سکه می دهد تا ازدواج کنید.
جدی بگیرید این حرف ها را ؛ شرع اسلام همینطوری روی هوا که حرف نزده است. لا تئکلو ربا سه کلمه است ؛ پاشید تمدنی که 2600 رشته ی دانشگاهی دارد.
غرب رفته این ور آن ور جهان کف اقیانوس ها را کشف می کند ؛ هسته اتم را می شکافد ؛ هالیوود دارد ؛ اینترنت دارد ولی در سه کلمه ی این قرآن مانده ، چون به جنگ با خدا رفته و سر این قضیه داره نابود می شه ؛ جدی بگیرید. داستان علامه حلی را که می دونید و زمانی هم که من گفتم صدای ضد انقلاب در آمد تو نوجوانی اش شب محتلم می شود و شبانه خواستگاری می رود.اگه اسلام را اینگونه پیاده کنیم ببینید مشکلی می ماند.تا بروید یک لیسانس شلخته بگیرید زندگیتون مختل می شود و بعدش هم میرید سربازی . آخه من نمی دونم مملکتی که دوازده میلیون بسیجی داره سربازی به چه دردش می خوره ؛ هنوز هم در روستاها می گویند اجباری. جمع کنید کدام اقدام سربازی مقدسه. وجودشو ندارید چهار تا سنت غلط باب شده را اصلاح کنیم ؛ جوانانمان دارند نابود می شوند. آقا سربازی را جمعش کنید من به شما می گویم جنگ شد چه کار کنید الان مگه لبنان سربازی دارد.دیگه چی کار کنم من؟ یک ذره همت کنید این درس را زود تمام کنید.
به قرآن قسم من شب تا صبح پایان نامه می نویسم زود تموم شه بره. حالا افتخار می کنند کلی دانشجو در سطح لیسانس و فوق لیسانس داریم. آخه یکی رو نشون من بدید که سواد داشته باشد. کلی عمر بچه ها را داریم نابود می کنیم اون دنیا باید پاسخ گو باشیم باور کنید من شبها خوابم نمی برد که اون ها رفتن و به مشکل بر خوردن و بدانید مریض می شود نسل شما از این مشکل .  بابا کلی پدر مادرها آمدند این جا مشکل داشتند دیروز سالگرد ازدواج حضرت امیر با بی بی فاطمه بود ادعا داریم شیعه هستیم اما در عمل طور دیگری هستیم. مریض می شوید ، مشکل هرمنی پیدا می کنید و کلی عوارض دیگه. همین جریان کاهش جمعیت را من قبلا گفتم و چندین سال بعد رهبری آمد مطرح کرد حالا هم دارم می گم.
لذا ازدواج کنید دنیا می خواهید ازدواج کنید.آخرت می خواهید ازدواج کنید.

برگرفته شده از وبلاگ مهاجر از آدرس اینترنتی mohajer.blog.ir
مهاجر
۲۹ دی ۹۲ ، ۱۰:۳۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

حسن خلق در روابط خانوادگى و خصوصاً بین زوجین جایگاه ویژه اى دارد؛ تا آن جا که بر سایر اعمال انسان نیز تأثیر مى گذارد. در این مورد روایتى از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که ذکر آن، باعث روشن شدن اهمیت خلق و خوى نیک در خانواده خواهد شد.

 

و لذا بزرگان دین ما نیز از این صفت مهم بهرمند بودند از جمله این افراد حضرت امام ره بود که در سیره عملی وی احترام به همسر بسیار پر رنگ بود.

 

 بطوری که او همیشه نسبت به همسر خود یک احترام ویژه ی قایل بود در این مقاله نمونه های از این برخورد و نامه او به همسر خود که لحنی عاشقانه و محبت آمیز داشت  را متذکر می شویم.


نمونه ای از نامه حضرت امام به همسرش   تصدقت شوم

 

تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم مبتلا گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است.

عزیزم امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشی در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد، می گذرد، ولی بحمداللّه تا کنون هر چه پیش آمده خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتا جای شما خالی است، فقط برای تماشای شهر و دریا، خیلی منظره خوش دارد.

صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.

در هر حال، امشب شب دوم است که منتظر کشتی هستیم. از قرار معلوم و معروف یک کشتی فردا حرکت می کند؛ ولی ماها که قدری دیر رسیدیم، باید منتظر کشتی دیگر باشیم.

 عجالتاً تکلیف معلوم نیست. امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم، همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل. از این حیث قدری نگران هستم، ولی از حیث مزاج بحمداللّه به سلامت، بلکه مزاجم بحمداللّه مستقیم تر و بهتر است.

خیلی سفر خوبی است. جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت قدری تنگ شده است. امید است هر دو به سلامت و سعادت تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند.

اگر به آقا و خانم ها کاغذی نوشتید، سلام مرا برسانید. من از قِبَل همه نایب الزیاره هستم. به خانم شمس آفاق سلام برسانید و توسط ایشان به آقای دکتر سلام برسانید. به خاور سلطان و ربابه سلام برسانید. صفحه مقابل را به آقای شیخ عبدالحسینی بگویید برسانند.

ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت، قربانت؛ روح اللّه .

خوش به حال من

خانم زهرا اشراقی (نوه امام): امام علاقه و محبت وافری به همسرشان داشتند. به طوری که از نظر امام، همسرشان دریک طرف قرار داشت و بچه هایشان در طرف دیگر و این دوست داشتن با احترام خاصی همراه بود.

یادم هست یک بار که خانم مسافرت رفته بودند آقا خیلی دلتنگی می کردند. وقتی ایشان اخم می کردند، ما به شوخی می گفتیم: اگر خانم باشند آقا می خندد، وقتی نباشد آقا ناراحت هستند و اخم می کنند.

خلاصه ما هر چه سر به سر آقا گذاشتیم، اخم ایشان باز نشد. بالاخره من گفتم: خوش به حال خانم که شما این قدر دوست شان دارید و امام گفتند: «خوش به حال من که چنین همسری دارم. فداکاری که خانم در زندگی کردند، هیچ کس نکرده است».

خانم، بی نظیر است

خانم زهرا اشراقی: علت علاقه عمیق حضرت امام به همسرشان، فداکاری خانم بود. همیشه می گفتند: «خانم، بی نظیر است».

 

ایشان پانزده سال در آب و هوای گرم نجف مشکلات را تحمل کرده و همه جا همراه امام بودند، در حالی که در خانواده پدری شان در رفاه به سر می بردند و دختر خانم پانزده ساله ای بیش نبودند که به خانه امام وارد شدند. مثل اینکه در آن موقع قم را دوست نداشتند؛ ولی هرگز این مسئله را نزد امام اظهار نکرده بودند.

امام همیشه در پاسخ ما که می پرسیدیم: چه کنیم که شوهران مان به ما این همه علاقه مند باشند؟ می گفتند: «اگر شما هم این قدر فداکاری کنید، همسران تان تا آخر همین قدر به شما علاقه خواهند داشت».

اهمیت به قانون منزل

خانم زهرا مصطفوی: فرض کنید اگر مادرمان یک قانون برای منزل ما وضع کرده باشد، ایشان حتماً رعایت می کنند.اگر احیاناً امام بیایند و بگویند: «من اینجا می خواهم بنشینم.» اگر مادرمان بگویند: نه، دیگر بنا به این نیست که اینجا کسی بنشیند؛ ایشان فوراً عمل می کنند.

سفارش همسر

حاج سید احمد آقا خمینی: هر وقت برای حضرت امام حادثه ای مانند بیماری اتفاق می افتاد، ایشان نزدیکان را فرا می خواندند و سفارش مادرمان را می کردند. از سختی ها و مشقت هایی که مادرمان کشیده است، صحبت می کردند و می فرمودند: «باید رضایت مادرتان را جلب کنید».

روزهای آخر عمر، ایشان مرا خواستند و باز سفارش مادرم را کردند و فرمودند: «مادرت به جز خدا کسی را ندارد، مبادا برخلاف میلش کاری انجام دهی».

خداحافظ خانم

آقای عیسی جعفری: در آخرین شبی که امام در منزل بودند و می خواستند ایشان را به بیمارستان ببرند، من و دکتر، کنار امام ایستاده بودیم. خانم داشتند می آمدند. سر پله ها که رسیدند، امام فرمودند: «خانم خداحافظ.شما دیگر زحمت نکشید».

ایشان ظاهراً متوجه نشدند. یک بار دیگر امام فرمودند: «خداحافظ شما نیایید.» و بار سوم در حالی که دست به سینه مبارک شان گرفته بودند، خیلی مؤدبانه فرمودند: «خداحافظ خانم!». امام همیشه با احترام و خیلی مؤدب با همسرشان صحبت می کردند، همان طور که با همه مؤدب بودند.

 

تو تلافی کن

 

خانم خدیجه ثقفی (همسر امام): آقا به احمد جان خیلی سفارش می کردند.به او گفتند: «خیلی مواظب باش، من نتوانستم تلافی کنم، تو تلافی کن».

از من راضی باش

خانم زهرا اشراقی: یک بار از امام پرسیدم: شما چرا این قدر به خانم علاقه دارید؟ گفتند: «برای اینکه خیلی وفادار بوده، خیلی فداکار بوده. زجری که خانم کشیده، هیچ کس نکشیده.» همیشه به خانم می گفتند: «از من راضی باش، من خیلی در حقت بدی کرده ام».

اینجا آب نیست؟

خانم صدیقه مصطفوی: هیچ وقت از خانم حتی یک لیوان آب نخواستند.همیشه خودشان اقدام می کردند و اگر هم در شرایطی بودند که نمی توانستند، می گفتند: «آب اینجا نیست؟» ولی هیچ وقت نمی گفتند آب به من بدهید. حتی از ما که دخترهایشان بودیم نیز آب نمی خواستند.

تا خانم نمی آمد، غذا نمی خوردند

مرحوم حاج سید احمد آقا خمینی: مادر ما اگر سر سفره نمی نشستند، امام غذا نمی خوردند. منتظر می ماندند، ولو اینکه همه سر سفره حاضر باشند و وقتی که والده مان می آمد، آقا شروع به خوردن غذا می کردند.

دست به غذا نمی زدند

 

حجت الاسلام و المسلمین محتشمی: در مورد صفا و صمیمیت و عطوفت و مهربانی امام نسبت به خانواده و همسر و دختران خودشان، شاید بتوانم ادعا کنم که کسی را در آن حد ندیده ام.

امام هیچ گاه وقتی خانم در منزل بود، تنها غذا نمی خوردند، یعنی اگر سفره را پهن می کردند و غذا در سفره آماده بود و خانم از اتاق بیرون رفته بودند، امام دست به غذا نمی زدند تا خانم تشریف بیاورند و بنشینند و با یکدیگر غذا بخورند.

 

تلفن نجف را بگیرید با خانم صحبت کنم

 

حجت الاسلام و المسلمین محتشمی: امام هیچ گاه در طول پانزده سالی که در نجف بودیم، با کسی با تلفن صحبت نمی کردند. وقتی که به پاریس رفتیم، همان روز اول و دوم بود که فرمودند: «تلفن نجف را بگیرید، من با خانم صحبت کنم.» در مدتی که امام در پاریس بودند، این مسئله چندین بار اتفاق افتاد که با همسرشان تلفنی صحبت کردند.

 

به سبب همین نزدیکی و رابطه عاطفی که ایشان با خانواده شان داشتند، چندین بار از پاریس پیام دادند که هر چه زودتر کار گذرنامه و ویزای خانم را درست کنند تا ایشان هم به پاریس تشریف بیاورند و سرانجام نیز بعد از یکی دو هفته ایشان آمدند.

وقتی خانواده امام وارد پاریس شدند، یک احساس طمأنینه و آرامشی را در آقا مشاهده کردیم.

مرا دل نگران کردی

خانم مرضیه حدیده چی: در همان ایامی که در فرانسه بودیم، روزی خانم به منزل یکی از فامیل هایشان به میهمانی رفتند، اما موقع برگشتن، دو ساعت از وقتی که به حضرت امام گفته بودند که برمی گردند، گذشته بود و هنوز برنگشته بودند.

امام که همه کارهایشان را با ساعت و دقیقه تنظیم می کردند، سه بار از اتاق به آشپزخانه آمدند و پرسیدند: «خانم نیامدند؟» دفعه سوم فرمودند: «نگران شده ام، شما نمی توانید وسیله ای پیدا کنید که تماس بگیریم؟» تا اینکه خانم تشریف آوردند، اما وقتی خانم آمدند، با یک محبت خاصی رو به روی خانم نشستند و فقط گفتند: «مرا دل نگران کردی».

در آن خانه کسی بوده است

همسر امام: حضرت امام به من خیلی احترام می گذاشتند و خیلی اهمیت می دادند. هیچ حرف بد یا زشتی به من نمی زدند.

 یادم می آید که یک روز به دختران شان صدیقه و فریده که از پشت بام به منزل همسایه رفته بودند، اعتراض کردند و گفتند: «در آن خانه نوکر بوده است.» و از این بابت نگران بودند، ولی من گفتم: کسی آنجا نبوده است و ایشان دیگر هیچ نگفتند.

و لذا اصل مهر و محبت و علاقه همسران نسبت به هم را خداوند متعال، در وجود زوجین قرار داده است. (3) این محبت و علاقه با شروع زندگى مشترک تولد مى یابد و با ادامه زندگى، استحکام پیدا مى کند و تثبیت مى شود.


امام صادق(ع) در رابطه با اهمیت محبت به زن مى فرماید:

«من اخلاق الأنبیاء حب النساء؛(4) از اخلاق پیامبران دوست داشتن زنان است.»


و نیزدر جایى دیگر فرمودند:

«کل من اشتدلنا حبا اشتد للنساء حباً...؛ (5) هر کس ما را بیشتر دوست بدارد، زنان را بیشتر دوست خواهد داشت.»

البته بدیهى است که مهر و محبتى این چنین داراى ارزش است که در مسیر الهى و مطابق با دستورات شرع باشد و گرنه، چه بسا مهر و محبتى که هیچ ثمره معنوى نداشته باشد و حتى باعث سقوط فرد به ورطه نابودى شود.

در فرهنگ غنى اسلام اظهار محبت، یکى از لوازم دوست داشتن است. اما در روابط بین زوجین که مظهر کامل عشق و علاقه است، این اظهار محبت، جایگاه ویژه اى دارد تا آن جا که پیامبر اکرم(ص) فرموده اند: «قول الرجل للمراه انى احبک لایذهب من قلبها ابدا؛(6) گفتار مرد به همسرش: همانا من تو را دوست دارم، هرگز از قلب همسرش محو نمى گردد.»

 

منبع :

حوزه نت

دانش نامه موضوعی قرآن


=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

پی نوشت ها :

1-     محمدى رى شهرى، میزان الحکمه، ج،3 پیشین، ص140.

2-      عبدالله جوادى آملى، مبادى اخلاق در قرآن، چاپ دوم، قم مرکز نشر اسراء، 1378 ه ش، ص158.

3-     ومن آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه؛ سوره روم(30)، آیه 21.

4-     محمدبن حسن الحر العالملى، وسائل الشیعه، ج،20 پیشین، باب استحباب حب النساء... ص،22 حدیث2.

5-     همان ص،24 حدیق12.

6-      همان، ص ،23 حدیث9.


برگرفته شده از وبلاگ مهاجر از آدرس اینترنتی mohajer.blog.ir
مهاجر
۲۹ دی ۹۲ ، ۱۰:۳۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

ازدواج، ملاک ها و ارزش ها از دیدگاه امام خمینی

از آن رو که اولین گام برای تشکیل خانواده ای سالم و سعادتمند، ازدواج است و در تحلیل مسائل مربوط به خانواده، ملاک ها و معیارهای صحیح در ازدواج همواره مورد نظر بوده و هست؛ به سیره عملی امام در ازدواج می پردازیم. حضرت امام در مورد انتخاب همسر آینده خویش چنین می گوید:

" من نمی خواهم از خمین همسر بگیرم، چون می خواهم کفو خودم باشد. اگر خودم درس می خوانم، می خواهم همسری بگیرم که هم فکر من باشد. در نتیجه باید از قم زن بگیرم و از خانواده روحانی و هم شأن خودم."
با اندک تامل و دقت در سخن حضرت امام در می یابیم که " کفویّت" و " هم شأنی"، در ازدواج شرط مهم و اساسی است و چون دامنه تعریف این واژه بسیار وسیع و گسترده است، افراد با دیدگاه های خاص خود آن را تفسیر می کنند. در بسیاری از مجتمع های آموزشی که جوانان ما مشغول تحصیل اند و موقعیت های مناسبی برای ازدواج آنان فراهم می گردد، با کمال تأسف می بینیم به علت فهم نادرست از واژه " کفو" مبنای اصلی در پذیرش خواستگاران بسیار متفاوت است و گاه با این برداشت های اشتباه، زندگی را بر پایه های سست و ناپایدار بنا می کنند.                             

به نظر می رسد در جامعه کنونی ما برای واژه "کفو"، معانی زیر در نظر گرفته شده است:
الف) همشهری بودن عروس و داماد؛
ب) همدرس بودن یا وجود مدرک تحصیلی برای هر دو؛
ج) هم شأن بودن در مادیات و شغل پدران؛ به عبارت دیگر زندگی دختر و پسر در یک سطح مادی باشد؛
د) هم شأن بودن از نظر زیبایی های ظاهری دو طرف و نزدیک بودن سن دختر و پسر؛

البته موارد دیگری نیز وجود دارد که به علت رعایت اختصار از شرح آنها می گذریم. اگر به منبع و سرچشمه اصلی این تعاریف رجوع کنیم، جز نیک انگاری های عرفی چیز دیگری نخواهیم دید. آنان آن گاه که در مقام استدلال بر می آیند، می گویند: فلانی با همسرش خیلی تفاوت سنی داشت و چنان شد یا اختلاف سطح زندگی مادی باعث جدایی در زندگی فلان فرد شد و...!
به راستی آیا بهتر نیست بگذاریم واژه هایی با این عظمت را اهل علم ، و خبره های زمان تفسیر کنند، تا در دام قصه ها و داستان های مصنوعی گرفتار نشده، به واقعیات جامعه رو آوریم؟! امام با توجه به این سخن، "کفو" را این گونه معنا می کنند:
کفو و هم شأن هرکسی آن است که از نظر معنوی و اعتقادی با او در یک سطح باشد، یا حداقل تفاوت کمتری داشته باشد. انسانی که شیفته علم است، کفو او کسی است که به علم احترام گذارد و طلب علم را دوست داشته باشد و از یک خانواده علمی و روحانی باشد. در واقع همشهری بودن، هم شکل بودن و در یک سطح مادی قرار داشتن، به هیچ وجه منظور امام نبوده است. اگر چه کم بودن اختلاف سنی در ازدواج همواره مطرح بوده است، ولی حضرت امام که خود در هنگام ازدواج 28 ساله بوده و همسر بزرگوارشان در آن زمان15 سال بیشتر نداشته اند، در عمل، این شرط را خیلی اساسی ندانسته اند، زیرا در کنار این اختلاف سنی، نزدیکی روحی و معنوی وجود داشته است که تفاوت سنی، تحت الشعاع آن قرارمی گیرد.


برگرفته شده از وبلاگ مهاجر از آدرس اینترنتی mohajer.blog.ir
مهاجر
۲۹ دی ۹۲ ، ۱۰:۳۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

خداوند متعال برای هر کاری اسبابی قرار داده است که برای به نتیجه رسیدن آن، باید از طریق اسباب آن عمل کرد.
راه پیدا کردن همسر مناسب، تحقیق و شناسایی دقیق است، البته در این راه باید از خداوند هم کمک خواست تا ما را در شناخت صحیح هدایت کند و تلاش¬های ما به نتیجه ی مطلوب برسد.
دعاهایی که در روایات و از زبان ائمه(ع) بیان شده است همگی باید به همراه تلاش و کوشش و تحقیق همه جانبه برای انتخاب همسر باشد.
یکی از دعاهایی که در این زمینه از ائمه(ع) نقل شده، دعایی است که از حضرت علی(ع) نقل شده است، ایشان فرمودند: «هر یک از شما که خواست ازدواج کند باید ابتدا دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت سوره ی فاتحةالکتاب و سوره ی یس را بخواند، وقتی که ازنماز فارغ شد بعد از حمد و ثنای پروردگار این گونه بگوید:
پروردگارا، همسری مهربان و بچه آور و شکرگزار و باغیرت به من عطا کن که اگر به او نیکی کردم شکرگزار باشد، و اگر به او بدی کردم مرا ببخشد، و اگر یاد خدا کردم مرا یاری کند، و اگر خدا را فراموش کردم مرا به یاد خدا بیندازد، و اگر از نزد او خارج شدم (اسرار و اموال و آبروی مرا) حفظ کند، و اگر بر او وارد شدم مرا خوشحال سازد، و اگر او را به کاری امر کردم مرا اطاعت کند، و اگر بر علیه او قسم خوردم (که او کاری را انجام دهد) او (آن کار را انجام داده) و مرا از آن قسم بریءالذمّه کند، و اگر بر او غضب کردم مرا راضی سازد. ای پروردگار صاحب جلال و اکرام، چنین همسری را به من ببخش! پس به درستی که من او را از تو خواسته¬ام و به من نمی رسد مگر آن چیزی که تو منت می گذاری و عطا می کنی.»


مهاجر
۲۹ دی ۹۲ ، ۱۰:۳۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر