ازدواج

۵۶ مطلب با موضوع «روانــشناســـی همســران» ثبت شده است

ه نظر می‌رسد که آنان حرف‌های زیادی برای گفتن دارند و علاقه‌ای بیش‌تر که صدای هم را بشنوند. اگر مدت کوتاهی همدیگر را نبینند، خیلی سریع دل‌شان برای صدا و چهره هم تنگ می‌شود. وقتی به هم می‌رسند، بلافاصله لبخند روی لب‌هایشان می‌آید. تک‌تک لحظات با هم بودن‌شان پر از شور و اشتیاق و لذت است. جالب اینجا است که آ‌ن‌ها هنوز همدیگر را به خوبی نمی‌شناسند. پس چه چیز باعث می‌شود که آن‌ها برای با هم بود‌ن‌شان اینقدر علاقه نشان دهند؟ دلیلش همان نکته‌ایست که در ابتدا به آن اشاره شد؛ تازه بودن اتفاق مهم ازدواج. 

در این‌جا این سؤال پیش می‌آید که حد و مرز رابطه همسران در دوران عقد تا چه اندازه است؟ آیا باید به این خواسته زوجین جوان که دوست دارند مدام کنار هم باشند، جواب مثبت داد؟ در واقع برای جواب دادن به این سؤال‌ها، اول باید موقعیت فرهنگی دختر و پسر و خانواده‌های‌شان را مورد بررسی قرار داد. گاهی آقا داماد وارد خانواده‌ای می‌شود که دارای حساسیت‌های خاصی هستند. پدر و برادرهای عروس خانم، با این‌که می‌دانند دختر یا خواهرشان عملاً شریک زندگی آقا داماد شده و نزدیک‌ترین شخص به او است، ولی به شکل غیر ارادی و فطری دچار حساسیت، تعصب و غیرت می‌شوند. این امر تا حدی طبیعی است. پدر و برادرهای عروس خانم هنوز به حضور آقا داماد عادت نکرده‌اند. ولی این مشکل دوره‌ای است و مدت زیادی به درازا نمی‌کشد. اما در همین مدت کوتاه هم بهتر است زوجین جوان، حدود روابط‌‌‌شان را از نظر مدت و موقعیت باهم بودن‌شان در نزد خانواده‌ها، کنترل کنند. البته این امر مطلق نیست! ممکن است خانواده عروس خانم از فرهنگ متفاوتی برخوردار باشند که به راحتی بتوانند حضور آقا داماد (که عملا پسر تازه‌وارد غریبه‌ای است) را در جمع خودشان بپذیرند. در این‌جا دختر و پسر می‌توانند آزادانه‌تر با هم رابطه داشته باشند، ولی نه آزادی بدون قید و شرط! خانواده‌ها، تنها دلیلی نیستند که برای روابط زوجین جوان حد و مرز می‌سازند. از جنبه دیگری هم می‌شود به حدود روابط همسران توجه کرد. 
دختر و پسر برای بالا بردن کیفیت رابطه‌شان بهتر است که برای کمیت حضورشان با همدیگر حد و مرز قائل شوند. مسلما آن‌ها هنوز به خوبی همدیگر را نمی‌شناسند. در صورتی که همسران بخواهند تمام زمان‌شان را به با هم بودن اختصاص دهند، آنگاه آن‌ها غرق در رابطه شیرین و جذاب‌شان می‌شوند. نه اینکه این موضوع بد باشد، ولی افراط کردن در مدت و میزان ارتباط، باعث می‌شود که زن و شوهر از ارزیابی رفتارهای هم غافل شوند. نکته‌ای که در بالا بردن کیفیت روابط آن‌ها در آینده خیلی تأثیر می‌گذارد. دختر و پسر باید روابط‌شان را مدیریت کنند. آن‌ها در زمانی که با هم نیستند، باید رفتارها و خلقیات هم را مورد ارزیابی قرار دهند. با اینکار آن‌ها سریع‌تر یکدیگر را می‌شناسند و با این شناخت، بهتر می‌دانند که چگونه باید نسبت به هم و خانواده‌های هم رفتار کنند تا هیچ‎گونه مشکل یا سوءتفاهمی پیش نیاید. 
ایجاد رابطه حسی، باعث می‌شود که دختر و پسر جوان دوست داشته باشند که به شکل بی‎واسطه‌ای باهم صمیمی باشند. ولی این صمیمیت بی‎حد و مرز ممکن است برای‌شان مشکل‎ساز بشود. همانطور که بارها گفتیم، دختر و پسر هنوز خصوصیات روحی و روانی هم را نمی‎شناسند. و اگر بخواهند به قول خودشان با هم راحت باشند، ممکن است به سبب این صمیمیت بی‎قید و شرط، رفتارهایی را انجام دهند که اصلا برای طرف مقابل خوشایند نباشد. قائل نشدن حد و مرز باعث می‌شود که آن‌ها خیلی راحت، همدیگر را نسبت به خودشان برنجانند و ذهنیت‌های نادرستی را شکل بدهند. این‎گونه است که حریم بین زن و مرد و گاهی بین زوجین جوان و خانواده‌ها، از بین می‌رود. اما اگر آن‌ها در رفتارهای‌شان تدبیر به خرج دهند، باعث افزایش احترام و شأن خودشان می‌شوند، از طرف دیگر می‌توانند با ارزیابی دقیق، طرف مقابل‌شان را به خوبی بشناسند. درست است که علاقه ما را به سمتی می‌برد که بدون هیچ حد و حدودی کنار همسرمان باشیم، بنابراین مدیریت هیجانات عاطفی می‌تواند به همسران کمک کند تا رفتاری محبت‌‌آمیز و در عین‌حال منطقی داشته باشند. 


محسن امیری

مهاجر
۰۶ دی ۹۳ ، ۰۹:۳۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

هر فرد تحت‌تاثیر فرهنگ خانواده خود قرار دارد و وقتی این فرهنگ‌ها منطبق نباشد تعارض آغاز می‌شود. هر کدام از زوجین برای غلبه هنجار فرهنگی خود تلاش می‌کند و به دلیل ارتباطات توام زوجین با همدیگر از یک‌سو و با خانواده‌های خود از سوی دیگر، انعطاف زوجین کم می‌شود. در این دوران خانواده‌ها مستقیم یا غیرمستقیم برای غلبه هنجار فرهنگی خود در خانواده تازه شکل گرفته تلاش می‌کنند. در بسیاری اوقات حتی تشویق و توصیه‌های مستقیم در انعطاف‌ناپذیری فرزند خود ارائه می‌دهند و اضافه می‌کنند اگر این هنجار در این مرحله غلبه نکند دیگر فرصتی برای ظهور ندارد. در هر خانواده‌ای سال‌ها طول کشیده است تا طی چند نسل هنجاری شکل گرفته و پذیرفته شده است اما انتظار این است که فردی که تازه با این خانواده وصلت کرده طی چند ماه فرهنگ و هنجار خود را رها کرده و هنجار جدید را بپذیرد. همچنین از فرزند خود انتظار دارند هنجاری را که هنوز به آن عادت نکرده است، حمایت کند و با تمام قوا و با تعصبات نسلی و قومی نگذارد که این هنجار از دست برود. اما حمایت خانواده‌ها از فرهنگ خانوادگی می‌تواند آغاز تعارضی مخرب در زندگی زوج جوان باشد. این مشکل در دوران عقد در اوج قرار دارد زیرا زوج جوان هنوز در وابستگی و تعلق خانواده‌های خود قرار دارند. به نظر می‌رسد مهم‌ترین مانع تفاهم در این دوران تفاوت‌های فرهنگی و دخالت خانواده‌ها در غلبه هنجار فرهنگی است. 
در صورتی که زوج جوان با این مرحله و تعارض طبیعی آن آشنا باشند، می‌توانند کمتر تحت تاثیر تعارضات قومی و نسل‌های قبل قرار گیرند. زوج جوان باید بدانند که مقدس‌ترین نهاد مستقل اجتماعی را تشکیل داده‌اند و می‌توانند برای قرار دادن هنجارهای متناسب با خودشان در این محیط برنامه‌ریزی کنند. بهتر است در این دوران نگاه‌های قومی و قبیله‌ای را کنار گذاشته و با گفت‌وگو سعی در یافتن هنجارهایی کنند که با آرمان‌های مشترک آن‌ها سازگاری بیش‌تری دارد. همچنین با مراودات و محبت‌های خود در حضور جمع به خانواده‌ها اعلام کنند که نهاد مستقل و محکمی تشکیل داده‌اند و خود می‌توانند در این فضا هنجار و فرهنگ مورد نظر خود را ایجاد کنند. همچنین نگرانی‌های خانواده‌ها را نسبت به فنا شدن فرد در فرهنگ غیر از خانواده برطرف کنند. 
زوج جوان باید بدانند که هر فرد با دیگری تفاوت دارد و هم‌نشینی این افراد با هم نیز نهادهای متفاوتی به وجود می‌آورد. لذا باید بدانند کلیشه واحدی به‌عنوان بهترین هنجار برای خانواده آن‌ها وجود ندارد و در نهایت این زوج جوان هستند که باید به تدریج هنجارهای مورد پذیرش خودشان را تدوین و بهینه‌سازی کنند و همچنین باید بدانند برای تثبیت یک هنجار گاه سال‌ها زمان لازم است و تا تثبیت هنجار مطلوب نیاز به تلاش وجود دارد. زوج جوان باید بدانند که تغییر همسری که سال‌ها با یک هنجار بزرگ شده و با آن زندگی کرده نیاز به فرایندی تدریجی و طولانی دارد و انتظار نداشته باشند که این تغییر یک‌باره و ناگهانی صورت پذیرد. زیرا نداشتن آگاهی از تدریجی بودن و طولانی بودن فرایند تغییر فرهنگی منجر به بروز رفتارهای نامناسب و اعمال فشار برای تغییر می‌شود و گاه این فشارها و تعارضات تمام بنای خانواده را به لرزه می‌اندازد. همچنین خانواده‌ها بایستی به زوج جوان فرصت دهند تا هنجارهای مطلوب خود را از بین هنجارهای دو خانواده انتخاب کنند و بدانند که نگاه متعصبانه و اصرار بر پذیرش هنجار قومی و فرهنگ خانوادگی می‌تواند به تعارضی مخرب منجر شود و گاه بقای یک خانواده را مورد تهدید قرار دهد.

ناهید هاشمیان

مهاجر
۰۶ دی ۹۳ ، ۰۹:۳۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

کنار هم بودن‌های مداوم و حرف‌های غیررسمی و ارتباطات گاه و بی‌گاه به تدریج هشداری بر روح و ذهن و دل می‌زند که این هیچ از او نمی‌داند.
وقتی مردی نمی‌داند و نمی‌تواند باور کند که تداوم حرف زدن‌های همسر، درست زمانی که او بی‌حوصله و خسته است برای آزار او نیست و فقط نیازمند این است که برای گفته‌هایش به حرف و نگاه و حرکتی تأیید شود و همه از خصلت‌های خاص زنانه است و اگر همسر تحت فشار با پرخاشگری و سرزنش سخن می‌گوید یا حرف نمی‌زند و با سکوتش بیان می‌کند که مرد باید اکنون به ناز او بها دهد یا با ابهام و مقدمه به اصل مطلب می‌رسدو... مستلزم رسیدن به شناخت زوجین از یکدیگر است. 
مرد گاهی دوست دارد تنها باشد، اگر برای آینده و مراسم پیش رو بی‌تفاوت  است و هرچقدر همسر با شوق و نشاط حرف می‌زند، او ساکت است یا حواس و فکرش به هرچیزی غیر از شنیدن است، خاصیت مرد بودنش چنین اقتضا می‌کند. و برای درک این موضوع زن باید به شناخت صحیحی از مرد رسیده باشد تا از تعارض‌ها و تنش های بعدی پیشگیری شود.
دوران عقد لحظاتی را می‌آفریند که همسران بتوانند از روحیات یکدیگر آگاه شوند بی آن‌که عمل یا سوءتفاهمی سبب رنجش آنان شود. هر کدام از زوجین درباره خود اطلاعات و شناختی دارند که گاه فکر می‌کنند همه آن‌ها را با همان خصوصیات می‌شناسند و می‌پذیرند، پس ناآگاه و بی‌نیاز از کسب آگاهی از دیگری به ازدواج روی می‌آورند. اگر همسران به خاطر داشته باشند از فرصت در کنار هم بودن در دوران کوتاه عقد برای رسیدن به شناختی کامل از یکدیگر استفاده کنند می‌توانند بهبودی رابطه‌شان را در آینده نیز تضمین کنند. دوران عقد گذرگاهی است که یکی از مهم‌ترین اتفاق‌ها در آن می‌تواند درک تفاوت‌ها و تلاش در جهات ایجاد تفاهم و سازگاری زوجین با یکدیگر باشد.

لیلا کیانیان

مهاجر
۰۶ دی ۹۳ ، ۰۹:۳۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

کی از نیازهای مهم همسران که در موفقیت زندگی آن‌ها نقش بسزایی دارد، برقراری روابط عاطفی صحیح و شناخت حساسیت‌های عاطفی همسر است. برآورده شدن نیازهای عاطفی همسران زمینه‌ی رضایت آن‌ها را از زندگی مشترک فراهم می‌کند. در مقابل عدم رضایت از همسر در مسائل عاطفی، زندگی را به سمت طلاق عاطفی و سردی روابط می‌کشاند.

برخی از مهم‌ترین دانستنی‌های عاطفی در این دوران این‌گونه‌اند:
• ابراز محبت نقش زیادی در تداوم آن دارد.
• تشویق و قدردانی بسیار مؤثر است.
• از گله و شکایت‌های بی‌جا و تکراری پرهیز شود.
• احترام و حرمت‌ها باید حفظ شود.
• پیام‌های سرزنش‌کننده فرستاده نشود.
• درباره‌ی احساسات صحبت شود. 
و...

اگر زن و شوهر بتوانند در دوران عقد این مهارت‌ها را تمرین کنند و با تیزبینی به حساسیت‌ها و نیازهای عاطفی طرف مقابل پی ببرند، در کنترل و ابراز به موقع عواطف در زندگی مشترک بسیار موفق عمل می‌کنند و از بروز بسیاری از مشکلات جلوگیری می‌شود.

سمانه خمسه‌ای

مهاجر
۰۶ دی ۹۳ ، ۰۹:۳۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

زوج‌های آگاه با به کار‌گیری روش‌های اعتماد‌سازی، روابط خود را مستحکم ساخته و از این طریق دوام زندگی خود را تضمین می‌کنند. 
اصلی‌ترین عامل ایجاد اعتماد به وجود آوردن فضای صمیمی و مطمئن میان زن و شوهر است. همه‌ی ما در یک فضای صمیمی، بدون ترس از مسخره شدن یا نادیده گرفته شدن، نیازهای خود را مطرح می‌کنیم و از خواسته‌ها و ترس‌ها و آرزوهای‌مان حرف می‌زنیم. زوج‌های موفق کسانی هستند که بتوانند با درایت و تلاش چنین فضایی را در زندگی مشترک خود ایجاد کرده و به دنیای درون طرف مقابل خود پی ببرند و در نتیجه، اعتماد بین خود را حفظ کرده و به رشد آن کمک کنند.
اگر شما هم به دنبال ایجاد فضایی صمیمی و مطمئن هستید راهکارهای ذیل را به کار بگیرید:

 نیازهایتان را مطرح سازید
همسر شما توانایی خواندن ذهن شما را ندارد. وقتی هیچ‌گاه درباره‌ی خواسته‌های‌تان حرف نمی‌زنید؛ او چگونه باید به دنیای درون شما و نیازهای‌تان پی ببرد؟ بعضی از همسران به خاطر خجالت یا ترس از مسخره شدن درباره نیازهای‌شان حرف نمی‌زنند. اگر شما هم جزو این دسته هستید درباره‌ی این احساس خود با همسرتان حرف بزنید. به او بگویید: من از حرف زدن با تو خجالت می‌کشم... من حس می‌کنم که حرف‌هایم برای تو مسخره و بی‌معنی است.

 شنونده‌ی خوبی باشید
 زمانی که همسرتان در حال صحبت است، صبورانه منتظر مانده و کلام او را قطع نکنید. اجازه بدهید که او با آرامش و بدون عجله حرف‌هایش را بزند.
 هنگامی که صحبت او به پایان رسید از او بپرسید که آیا تمام حرف‌هایش را زده است؟ سپس برای این‌که به او اثبات کنید به حرف‌هایش گوش داده‌اید و احساسات او را فهمیده‌اید، برداشت خود را از صحبت‌های او بیان کنید. به او بگویید: اجازه بده ببینیم که من درست متوجه شده‌ام یا نه، من از حرف‌هایت فهمیدم که از من به خاطر این رفتارم ناراحت هستی و از من انتظار داری دفعه‌ی بعد این‌طور رفتار کنم.

گوینده‌ی خوبی باشید
زمان مناسبی را برای گفت‌وگو انتخاب کنید، نه انتهای یک روز کاری و طاقت فرسا را. در هنگام صحبت آرام باشید و از کلمات ناپسند استفاده نکنید. این یک صحبت دوستانه درباره‌ی نیازها و خواسته‌هاست، نه دعوایی سنگین برای محکومیت طرف مقابل. یکی از بهترین شگردها برای داشتن مکالمه‌ای آرام و به دور از تنش استفاده از جملاتی است که با «من» شروع می شود، به جای به کار بردن جملاتی که با «تو» شروع می‌شود. به جای این‌که بگویید: تو باعث می‌شی که من ناراحت بشم بگویید: من احساس ناراحتی می‌کنم وقتی که این‌طور رفتار می‌کنی... استفاده از جملاتی که با «تو» شروع می‌شوند، معنای ضمنی حمله و مقابله را با خود دارند و همسرتان حس می‌کند که در حال سرزنش شدن است و باید به دفاع از خود برخیزد.

مثبت اندیش و قدرشناس باشید
هرگاه که شروع به صحبت می‌کنید ابتدا به صفات خوب و ویژگی‌های مثبت همسر خود اشاره کنید. انتقاد اگر با مقدمه‌ی تعریف و تشکر به خاطر کارهای خوب گذشته آغاز شود، سازنده بوده و همسر شما را به مقابله دعوت نمی‌کند.

 هر چیزی را نگویید
برخی کلمات و جملات هستند که می‌توانند یک ارتباط صمیمانه را به دعوایی شدید تبدیل کنند. 
• از این کلمات استفاده نکنید: «تو همیشه» یا «تو هیچوقت»...
• اختلافات قدیمی حل نشده را به میان نیاورید و تمرکز خود را بر روی مسئله فعلی بگذارید.
• کلمات توهین‌آمیز و زشت را بکار نبرید.
• به افراد خانواده و دوستانش بی‌احترامی نکرده و اگر آن‌ها باعث رنجیده شدن شما شده‌اند، آن‌ها را مقصر نخوانید. در چنین مواقعی درباره‌ی احساس خودتان در مقابل رفتار آن‌ها حرف بزنید. به طور مثال: من احساس تحقیر شدن می‌کنم وقتی مادرت این‌طور رفتار می‌کند.


با به کار بردن موارد ذکر شده به ایجاد ارتباط صمیمی در زندگی‌تان کمک کنید تا به دنبال آن علاقه‌ای عمیق و اعتمادی ناگسستنی به وجود آید که کلید خوشبختی و موفقیت در زندگی مشترک است.
اعتماد چیزی است که به سختی به دست آمده و به آسانی از بین می‌رود؛ بنابراین همیشه مراقب رفتار خود با همسرتان باشید.

حمیده گلستانی

مهاجر
۰۶ دی ۹۳ ، ۰۹:۱۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

برای این‌که زن و مرد حرف یکدیگر را بهتر بفهمند باید در گفت‌وگو به مواردی دقت کرده و بعضی نکات را رعایت کنند. از جمله این موارد این است که باید به احساس طرف مقابل هنگام حرف زدن توجه کنند. باید بدانند فرد در چه زمینه‌ای صحبت می‌کند و چه منظوری دارد. آیا فرد می‌خواهد که فقط حرف بزند و شما را در جریان موضوع و مشکلی قرار دهد یا نه انتظار بیش‌تری دارد. مثلاً از شما به خاطر این مشکل راهنمایی می‌خواهد. باید با علاقه به صحبت‌های او گوش کرد، گاهی با او در صحبت کردن همراهی کرد که بداند به حرف‌هایش گوش می‌دهید. این‌که او صحبت کند و جواب و عکس‌العملی از حرف‌هایش بر شما نبیند حس می‌کند که با دیوار در حال حرف زدن است و در این صورت شما متهم به بی‌توجهی خواهید شد.
در مورد بعد باید علاوه بر توجه، از قطع کردن صحبت همسر نیز اجتناب کرد. این مدام پریدن در حرف‌های او و قطع کردن صحبتش این حس را در او به وجود می‌آورد که حرف‌هایش برای شما مهم نیست. پس بهتر است کمی صبور باشید و تا پایان به حرف‌های طرف مقابل گوش دهید.
موضوع بعدی این است که هنگام صحبت کردن حتما باید هدف از این حرف زدن را مشخص کرد که این مورد در مردها بیش‌تر صدق می‌کند. مردها اگر بتوانند روی موضوعی تمرکز کنند بهتر می‌توانند با آن ارتباط برقرا کنند و یکی از نکاتی که همیشه از آن شاکی هستند طفره رفتن زنان در صحبت کردن و بیان غیرمستقیم منظورشان است. مثلا اگر از دست مردتان ناراحت هستید از کلام مستقیم استفاده کنید و صحبت را در این زمینه ادامه دهید.
اما نکته‌ای ظریف برای خانم‌هایی که دوست دارند رابطه‌ی کلامی بهتری با همسرشان داشته باشند، این است که از همسرتان تعریف کنید و او را تحسین کنید. با این کار حس برتری او ارضا می‌شود. از این‌که او حامی شماست ابراز خرسندی کنید، هوش و ذکاوتش را تحسین کنید و سعی نکنید که با او رقابت کنید چرا که مردان در این زمینه حتی حاضرند که با همسرشان هم رقابت داشته باشند.
با توجه به این نکات کوچک اما مهم، زن و مرد می‌توانند راحت‌تر با هم صحبت کنند و بسیاری از مشکلات‌شان را با حرف زدن حل کنند و از به وجود آمدن مشکلات جدید و سوءتفاهم اجتناب کنند.

 سمانه استاد

مهاجر
۰۶ دی ۹۳ ، ۰۹:۰۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

رتباط انسان با انسان دو نوع است:
الف)کلامی
ب)غیرکلامی
زن و شوهر با شناختی که به مرور زمان از یکدیگر پیدا می‌کنند کاملاً به ارتباط سالم و بدون تنش دست می‌یابند. ارتباط کامل و سالم، با استفاده از ابزارها، چه کلامی، چه غیرکلامی و حتی ترکیبی از هردو، شکل می‌گیرد. گاهی دیده می‌شود که هر چند مدت زیادی از زندگی زوجین می‌گذرد هنوز نسبت به استفاده صحیح از کلمات یا حرکاتی که موجب رنجش دیگری می‌گردد آگاه نیستند و همیشه هر یک تغییر را در دیگری جستجو می‌کند. کاملاً مسلم است که تغییر یک جانبه و یک طرفه هیچ تأثیری در بهبود روابط نخواهد داشت. زن و مرد در ارتباط کلامی و غیرکلامی خود سه حالت ساده و قابل تمرین را می توانند لحاظ نمایند:
1. کلماتی که بیان می‌شود
در بیان خواسته ها استفاده از کلمات و جملات امری، لجاجت را به دنبال دارد. جبهه گیری و خشم ناشی از مغرضانه و جانبداری کردن از موضوعی خاص است؛ مخصوصاً اگر ضعف‌ها و شکست‌های طرف مقابل به صورت واضح و بدون هیچ ملاحظه ای بیان شود. مبهم یا چند پهلو بودن کلمات می‌تواند سوءتفاهم ایجاد نماید. از کلماتی استفاده کنید که صریح،کوتاه، مودبانه، صحیح و پرمحتوا باشد. 
2. لحن و آهنگ صدا
با آهنگ دلنشین و آرامش بخشی که به کلمات و جملات خشک و اخباری می‌دهید لذت را نصیب همسر خود کنید. لذتی که موجب می‌شود فرد در سخت‌ترین شرایط به سخن شما گوش دهد. ساده‌ترین کلمات وقتی در قالب لحن و آهنگ مخصوص برای بیان احساس قرار گیرد تأثیر عمیق‌تری را در ارتباط خواهد داشت. چگونه می‌توان انتظار داشت که زیباترین کلمات تأثیری بر همسر ندارد و حال آن که لحن بیان الفاظ با احساسات و عواطف فرد مغایرت دارد؟

3.حرکاتی که همزمان انجام می شود
نگاه، لبخند، حالت چهره و هر حرکتی که احساس را به طرف مقابل منتقل نماید ارتباط غیرکلامی را شامل می‌شود. البته حالت‌ها و حرکاتی که در ظاهر فرد به چشم می‌خورد می‌تواند احساس وی را نشان دهد ولی با بیان چند کلمه یا حتی جمله‌ای می‌توان شدت و ضعف هر احساس را به طرف مقابل منتقل کرد. به عنوان مثال زمانی که یکی از زوجین در حال صحبت کردن با همسر خود است طرف مقابل باید بدون توجه به اطراف(تلویزیون، تلفن، روزنامه و... ) کاملاً به حرف‌هایش گوش دهد و گاهی نسبت به موضوع مورد بحث، نظر یا تأیید خود را همراه سازد. 
شکل‌گیری ارتباط مؤثر در روابط زناشویی، بستری است برای زندگی سالم و شاد. برخی از زوجین با وجود روش‌های فوق در ارتباط با همسر خود، خلاقیت‌های فردی را نیز به کار گرفته و با توجه به شخصیت طرف مقابل سعی می‌کنند زیباترین لحظات را بیافرینند. حتی حس ششم نیز می‌تواند در ارتباط مؤثر سهیم باشد. وجود دلبستگی عمیق عاطفی با همسر، فاصله‌ها را در ارتباط از بین می‌برد و فرد با وجود دور بودن از همسر، به راحتی می‌تواند احساس او را دریابد.

مریم ظریف

مهاجر
۰۶ دی ۹۳ ، ۰۹:۰۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

دوران عقد به زن و شوهر این فرصت را می‌دهدکه با اخلاقیات و روحیات یکدیگر آگاه شوند و در مورد مسائل مختلف باهم گفتگو کنند بسیاری از مسائل و حساسیت‌های اعتقادی، مذهبی و عاطفی باید در زمان عقد و قبل از شروع زندگی مشترک مورد توجه و شناخت زوجین قراربگیرد. آن‌ها باید بدانند که هرکدام در چه موردی حساسیت دارند و چه کاری همسران را رنجیده می‌کند یا چه صحبتی او را آزار می‌دهد یا برعکس چه رفتار و سخنی موجب آرامش خاطر او می‌شود تا بعد از شروع زندگی نسبت به انجام یا گفتن آن رفتار توجه بیشتری داشته باشند و از بسیاری از دلخوری‌ها و اختلافات جلوگیری کنند.
شناخت پیشینه خانوادگی همسر آینده تا حد زیادی می‌تواند ما را با اخلاقیات او آشنا کند چون شخصیت هر فرد حاصل تربیت خانواده‌ای است که در آن رشدکرده است. در هنگام نامزدی و عقد برای این شناخت باید تلاش زیادی صورت بگیرد.
داشتن یک زندگی صددرصد ایده‌ال غیرممکن است ولی داشتن یک زندگی خوب و موفقیت آمیز ممکن است و یکی از مهم‌ترین راه‌های رسیدن به آن شناخت یکدیگر و کنار آمدن با آن است.
زوجین اگر در دورانی که هنوز وارد زندگی نشده‌اند بدون تعارف در مورد همه چیز با هم صحبت کنند و سعی کنند خصوصیات پایه‌ای و اساسی یکدیگر را بشناسند بعد از ازدواج بسیاری از مشکلات‌شان حل می‌شود. هیچ فردی بی عیب و نقص نیست. ما باید بیاموزیم که در زندگی مشترک چگونه نسبت به هم متعهد باشیم به یکدیگر و نظرات هم احترام بگذاریم، از خودخواهی و خودمحوری بپرهیزیم، اشتباهات خود را بپذیریم و سعی کنیم از تکرار آن خودداری کنیم.
امروزه اکثرزوجین با به وجود آمدن کوچک‌ترین اختلاف آخرین راه یعنی جدایی را انتخاب می‌کنندو این مسئله نتیجه خودخواهی و عدم توجه به حساسیت‌ها و خواسته‌های طرف مقابل است.
زن و شوهر با تلاش و آموختن مهارت احترام به یکدیگر و عدم سوءاستفاده ازحساسیت‌های هم می‌توانند زندگی خوب و بدون تنشی داشته باشند.

شمسی کیانی

مهاجر
۰۴ دی ۹۳ ، ۱۰:۲۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

کنار هم بودن‌های مداوم و حرف‌های غیررسمی و ارتباطات گاه و بی‌گاه به تدریج هشداری بر روح و ذهن و دل می‌زند که این هیچ از او نمی‌داند.
وقتی مردی نمی‌داند و نمی‌تواند باور کند که تداوم حرف زدن‌های همسر، درست زمانی که او بی‌حوصله و خسته است برای آزار او نیست و فقط نیازمند این است که برای گفته‌هایش به حرف و نگاه و حرکتی تأیید شود و همه از خصلت‌های خاص زنانه است و اگر همسر تحت فشار با پرخاشگری و سرزنش سخن می‌گوید یا حرف نمی‌زند و با سکوتش بیان می‌کند که مرد باید اکنون به ناز او بها دهد یا با ابهام و مقدمه به اصل مطلب می‌رسدو... مستلزم رسیدن به شناخت زوجین از یکدیگر است. 
مرد گاهی دوست دارد تنها باشد، اگر برای آینده و مراسم پیش رو بی‌تفاوت  است و هرچقدر همسر با شوق و نشاط حرف می‌زند، او ساکت است یا حواس و فکرش به هرچیزی غیر از شنیدن است، خاصیت مرد بودنش چنین اقتضا می‌کند. و برای درک این موضوع زن باید به شناخت صحیحی از مرد رسیده باشد تا از تعارض‌ها و تنش های بعدی پیشگیری شود.
دوران عقد لحظاتی را می‌آفریند که همسران بتوانند از روحیات یکدیگر آگاه شوند بی آن‌که عمل یا سوءتفاهمی سبب رنجش آنان شود. هر کدام از زوجین درباره خود اطلاعات و شناختی دارند که گاه فکر می‌کنند همه آن‌ها را با همان خصوصیات می‌شناسند و می‌پذیرند، پس ناآگاه و بی‌نیاز از کسب آگاهی از دیگری به ازدواج روی می‌آورند. اگر همسران به خاطر داشته باشند از فرصت در کنار هم بودن در دوران کوتاه عقد برای رسیدن به شناختی کامل از یکدیگر استفاده کنند می‌توانند بهبودی رابطه‌شان را در آینده نیز تضمین کنند. دوران عقد گذرگاهی است که یکی از مهم‌ترین اتفاق‌ها در آن می‌تواند درک تفاوت‌ها و تلاش در جهات ایجاد تفاهم و سازگاری زوجین با یکدیگر باشد.

لیلا کیانیان

مهاجر
۰۴ دی ۹۳ ، ۱۰:۲۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

نگاهی امروزی به دوران عقد

قبل از آغاز زندگی مشترک، دوران عقد تنها فرصتی بود که زوج جوان به شناختی نسبی از هم می‌رسیدند. هر چند در بسیاری از خانواده‌ها باز هم زوج جوان نمی‌توانستند تعامل چندانی با هم داشته باشند، اما همین تعامل اندک نیز می‌توانست در مواردی تفاوت‌های فاحش را آشکار کند و از متلاشی شدن یک خانواده پس از شکل‌گیری کامل و پس از تولد فرزندان جلوگیری کند و تلاشی در همان مراحل اولیه زندگی که آسیب‌های کمتری از این جدایی وجود داشت، اتفاق می‌افتاد. از طرفی دوران عقد به خانواده‌ها هم این فرصت را می‌داد که بتوانند کمک‌های خود به زوج جوان را ساماندهی کنند. 
درگذشته توقعات زوجین هم از یکدیگر ابهامات کمتری داشت. خرده فرهنگ‌ها بسیار کمتر بود و یکدستی فرهنگ جامعه تکلیف را مشخص می‌کرد. همچنین تعدد توقعات و میزان توقعات کمتر بود. زیرا زندگی‌ها ساده‌تر بود. به دلیل کمتر بودن ابهام در توقعات، زوج جوان با تعارضات کمتری روبرو بودند و همان تعاملات اندک دوران عقد می‌توانست تفاوت‌های مخرب را آشکار کند. 
در حال حاضر شیوه ازدواج سنتی در حال تغییر است و تعداد زیادی از ازدواج‌ها بر اساس انتخاب خود زوجین و بر اساس شناخت نسبی آن‌ها از هم انجام می‌شود. در چنین شرایطی وضعیت دوران عقد قدری تفاوت پیدا می‌کند. دوران عقد از یک سو فرصتی فراهم می‌کند تا خانواده‌ها بتوانند برای کمک‌های خود به زوج جوان برنامه‌ریزی کنند. امروزه شاید زوجین نیاز به حمایت‌های بیشتری از سوی والدین خود داشته باشند. در گذشته یک زوج جوان که فقط یکی از آن‌ها با یک مدرک تحصیلی حتی دیپلم در اداره‌ای شاغل می‌شد، می‌توانستند خیلی زود زندگی مستقل خود را ساماندهی کرده و از نظر اقتصادی روی پای خود بایستند اما امروزه حتی با وجود تحصیلات عالیِ هر دو نفر، تا سال‌ها این زوج جوان نمی‌توانند استقلال مالی ییدا کنند. دوران عقد این فرصت را فراهم می‌کند که پدر و مادرهای طرفین بتوانند به توافقات و تفاهماتی در حمایت‌های خود از این زوج جوان برسند. از سوی دیگر هرچند امروزه امکان تعاملات زوجین در دوران عقد بیشتر شده اما نیاز به برخوردهای مکرر نیز بیشتر شده است، زیرا امروزه حتی در یک خانواده تفاوت‌های فرهنگی به چشم می‌خورد و این تفاوت‌ها، توقعات متفاوتی به وجود می‌آورد. زوج جوان باید تعامل طولانی داشته باشند تا به طور موردی از سطح توقعات همسر خود خبردار شوند و این نیاز به تعامل بیشتر دارد. لذا هر چند زوج جوان خود، همدیگر را انتخاب کرده باشند، اما نباید به شناخت قبل از ازدواج بسنده کنند زیرا به دلیل وجود خرده فرهنگ‌ها و تفاوت‌های بیشتر فرهنگی در جامعه، نیاز به شناخت بهتر قبل از آغاز زندگی مشترک نیز بیشتر شده است و آشنایی قبل از ازدواج نیاز به دوران عقد را برطرف نمی‌کند.
بهتر است زوجین به آشنایی خود قبل از ازدواج بسنده نکرده و با توجه به تنوع بیشتر فرهنگی از دوران عقد نهایت استفاده را در جهت شناخت همسر خود و قبل از آغاز زندگی مشترک بکنند و خانواده ها نیز با توجه به مشروعیت روابط زوجین موانع برای تعامل آن‌ها ایجاد نکنند تا در این دوران فرصت مناسبی برای شناخت زوجین از هم فراهم شود و قبل از رسمیت زندگی و به ویژه تولد فرزندان زوجین به تفاهم لازم جهت ادامه زندگی مشترک دست یابند.

ناهید هاشمیان

مهاجر
۰۴ دی ۹۳ ، ۱۰:۲۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر